پاییز می رسد که مرا مبتلا کند با رنگهای تازه مرا آشنا کند پاییز می رسد که همانند سال پیش خود را دوباره در دل قالیچه جا کند او میرسد که باز هم عاشق کند مرا او قول داده است به قولش وفا کند او می رسد که باز هم عاشق کند مرا او قول داده است به قولش وفا کند پاییز عاشق است پاییز عاشق است پاییز عاشق است و راهی نمانده است جز اینکه روز و شب بنشیند دعا کند بنشیند دعا کند تقویم خواست از تو بگیرد بهار را تقدیر خواست راه شمارا جدا کند او می رسد که باز هم عاشق کند مرا او
برچسب:
نویسنده: مهتاب زارعینیا
این چرخ کج مدار، نه بر آرزو رود!اوایل برام خیلی سخت بود که قبول کنم آرزوهام محقق نشدند اما به مرور زمان عادت کردم و حتی به این نتیجه رسیدم که باید از شرایط موجود لذت ببرم. خورشید هر روز طلوع می کنه و نوید یک روز جدید و یک تلاش جدید رو می ده. حیفه که آد...من با تمام وجودم به خدا ایمان دارم و همین ایمان در من آرامش ایجاد می کنه . من به کمال آنچه که می تونست اتفاق بیفته گاهی فکر می کنم ولی خدا رو هم بابت آنچه که نصیبم کرده شکر می گم که چه بسا همین بهترین است و من بی خبرم.جزئیات بیشتر درباره این چ
برچسب:
نویسنده: مهتاب زارعینیا

افرادی که در زمینه ازدواج مشکل دارند و یک دفعه می شنوی که ازدواج موفقی داشتند
افرادی که مشکل مالی داشتند و یک دفعه وام شون جور می شه
افرادی که بیماری دارند و یک دفعه رو به بهبودی می روند
از این لحظه های یک دفعه ای برای همتون آرزو می کنم.
برچسب:
نویسنده: مهتاب زارعینیا

4 تا 4 در تاریخ یک روز!
امروز من در میان وزش باد، از میان درختان عبور کردم و نرمی باد را بر چهره ام احساس کردم و شعر زیر رو زمزمه کردم.
hear the wind, soft and light
climb the hill, catch the top
feel the rain, drop by drop
watch the birds, fly so high
see the moon, in the sky
برچسب:
نویسنده: مهتاب زارعینیا

گاهی رفتن ها مطابق میل مون هست و گاهی به اجبار باید بریم.
رفتن ها زیادن ، مثل رفتن به یه خونه جدید، مثل مهاجرت به یه شهر یا کشور حتی مثل رفتن از این دنیا!
به هر حال رفتن و رها کردن و تغییر در انتظارمونه.
بدترش این هست که نمی دونیم جایی که می ریم اوضاع بهتر می شه یا بدتر؟
چی با خودمون ببریم؟ چه طور از چیزهایی که برامون ارزشمند بودند دل بکنیم؟ با چه کسانی برخورد خواهیم کرد؟
چقدر رفتن پر از استرس و اضطراب است.
برچسب:
نویسنده: مهتاب زارعینیا
.من خداوند دانش و هوش بودم،خداوند زيبايي و آراستگي،خداوند كمال و شايستگي ،خداوند ثروت و خداوند پاكي! آه ، كه چشمانم راباز كردم و خود را جلوه گر خدايي ديدم كه هرگز كسي او را نشناخت. به وبلاگ جلوه روياي خدايي گمنام خوش اومدين.مطالب اين وبلاگ تجربيات ،آموزه ها و هر چيزيه كه توجه من رو تو اين دنياي فاني جلب كرده از برنامه نويسي گرفته تا شعر و عرفان!!!
برچسب:
نویسنده: مهتاب زارعینیا

بهاری دیگر را از پنجره اتاقم به نظاره نشسته ام. موسیقی زیبا و آرامش بخش در حال پخش، گندمزار روبرو در قاب پنجره، رقص موزون علفزار در وزش نسیم، آسمان تا بی نهایت آبی ، خورشید در حال درخشش!
من در سکوت و آرامش این ظهر دلپذیر غرق شده ام.

برچسب:
نویسنده: مهتاب زارعینیا
برچسب:
نویسنده: مهتاب زارعینیا
از پنجره اتاقم بیرون را می نگرم
گندمزار طلایی و مواج در وزش نسیم، درختان سرسبز ، کوه های سر به فلک کشیده، ابرهای مخملی و آسمان نیلی...
آه! که قاصد خبر از کوچ آورده است.
تصور دیدن این منظر زیبا برای آخرین بار آتش به جانم می افکند .
امان از جدایی...
برچسب:
نویسنده: مهتاب زارعینیا
زندگی مثل یه نسیم در گذره .گه گاهی این نسیم با آرامش خاصی آدم رو می نوازه و گاه همچون طوفانی سوزناک تا عمق استخوان ها رو به لرزه در می آره . اما اونهایی که عمیق و فکور هستند مثل یه درختند که وقتی هوا بهاریه ،سبز می شن و شکوفه می دن وقتی هوا مساعد برای ارائه نتیجه و میوه زحماته اونوقت پربار وپراز میوه هستند وقتی خزان و پاییز به سراغشون میاد نمی پرسن چرا این طور شد آماده اند که تمام زینت شون رو تقدی
برچسب:
نویسنده: مهتاب زارعینیا
برچسب:
نویسنده: مهتاب زارعینیا
برچسب:
نویسنده: مهتاب زارعینیا

یک ظهر گرم تابستانی
آفتاب سوزان و پر حرارت
آسمان تا بی انتها آبی و آرام
گندمزار، زیر نور خورشید پر از تلالو طلایی
درختان پر از میوه های گیلاس و آلبالو
تابستانی دیگر در دفتر زندگی در حال ورق خوردن...

برچسب:
نویسنده: مهتاب زارعینیا
برچسب:
نویسنده: مهتاب زارعینیا

تو اینترنت داشتم گشت و گذار می کردم که یه جمله ای نظرم رو جلب کرد:
"تنها کسی که می تواند به شما کمک کند، خود شما هستید".
جمله زیبا و پر معنی هست مبنی بر اینکه روی هیچ کسی نمی شه حساب کرد و اگه قصد انجام کاری رو داریم اول و آخر این خودمون هستیم که باید انجام اش بدهیم. پس بهتره هر روز یه چیز تازه یاد بگیریم تا بتونیم در مواقع نیاز به خودمون کمک کنیم.![]()
برچسب:
نویسنده: مهتاب زارعینیا